ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
17
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
صدقه داد و دربارهء او آيه دويست و هفتاد و چهارم سورهء دوم ( بقره ) نازل شد كه مى فرمايد : « آنان كه اموال خود را در شب و روز و پوشيده و آشكار انفاق مى كنند » . و از خود امير المومنين على ( ع ) روايت شده است كه با دست خويش ، آب از چاه مى كشيد و درختان خرماى گروهى از يهوديان مدينه را آبيارى مى كرد ، چندان كه دستش پينه بسته بود و مزدى را كه مى گرفت صدقه مى داد و خود از گرسنگى بر شكم خويش سنگ مى بست . شعبى هنگامى كه از او ياد مىكند مى گويد : او از همگان سخى تر بود و سجيهيى داشت كه خداوند آن را دوست مى دارد و آن سخاوت و بخشندگى است و هيچگاه بر سائل و مستمند كلمهء « نه » نگفت . معاوية بن ابى سفيان كه دشمن سر سخت اوست و دربارهء بستن عيب و ننگ بر او سخت كوشش مى كرد ، هنگامى كه محفن بن ابى محفن ضبى دربارهء على ( ع ) به او گفت كه از پيش بخيل ترين مردم آمدهام ، گفت : اى واى تو ، چگونه مى گويى او بخيل ترين مردم است و حال آنكه اگر خانهيى از زر و خانهيى از كاه داشته باشد ، زر را پيش از كاه مى بخشد و هزينه مىكند . و اوست كه بيت الاموال را جارو مى كرد و در آن نماز مى گزارد و هموست كه مى فرمود : اى زرينه و اى سيمينه ، كس ديگرى جز مرا فريب دهيد ، و هموست كه ميراثى از خود بر جاى نگذاشت و حال آنكه همهء جهان اسلام ، جز بخشى از شام ، در دست او بود . اما در مورد بردبارى و گذشت ، او پر گذشت ترين مردم از خطا بود و بخشندهترين مردم در بخشش كسانى كه نسبت به او بدى مى كردند . درستى اين سخن ما را در جنگ جمل آشكار ساخت كه چون بر مروان بن حكم ، كه از همگان نسبت به او دشمن تر و كينهتوزتر بود ، پيروز شد گذشت فرمود . عبد الله بن زبير آشكارا و در حضور همگان على ( ع ) را دشنام مى داد و در جنگ جمل سخنرانى كرد و به مردم گفت : اين فرومايهء سفله ، على بن ابى طالب ،